بخش سازهبازی خانه دانش بنیاد ثبوتی در مجموعه مسابقههای سازهبازی، ساعت 3 عصر پنجشنبه 7 اسفند ماه 1404 میزبان بچهها و ایدههای نابشان برای ساخت سورتمه بود.
آفتاب تندی که باور زمستان را سخت کرده و به شدت خاطره باران روزهای قبل را از حافظه خاک و زمین میزداید ولی همچنان زمستان است. سکوت سازهبازی، اولین سلام و پاسخی که تا کامل شود فهرست نامها را به صفحه بعدی میبرد و اشتیاق مادرها و باز هم «کاش ما هم بچه بودیم اینجور جایی بود»! که در این سالها معمولا در خانه دانش میشنویم و موافقید سازهبازی ویژه بزرگترها هم برگزار شود؟! هیجان و «اسم این دوستمم بنویس تو راهه»هایی که از هر طرف سرازیر میشود و پیگیریهای لحظهبهلحظهای که همراه با سفارش «ما دیگه میریم توی زمین، دوستمون تازه میخواد بیاد اینجا و نمیدونه اینجا کجاست، اینم شمارشونه» از ما میخواهند اگر دوستشان دیر کرد ما هم تماس بگیریم و راهنماییشان کنیم تا نشانی را پیدا کنند وتا میخواهیم گروهبندیها را مشخص کنیم میخندند «ما خودمون دیگه یه گروهیم» و خودشان همه چیز را پیش میبرند و امید میافزایند تا رویاهایمان بیشتر شود و فکر کنیم هر کاری برای بچهها بشود باز هم کم است.
بیشتر گروهها نقشه دارند، حتی اندازه هم زدهاند؛ بقیه هم دنبال کشیدن طرحشان هستند البته داریم بچههایی که مصرند «نقشه تو فکرمه» و در سکوت میسازند تا باورمان بشود «در فکرشان بوده»! دوست ششساله هفته پیشمان هم هست که میفهمیم نیمه دومی بوده و هنوز دقیقا شش سالش هم نشده! همراهی و شور وشوق مادرش بینظیر است، از خاطرات دبیرستان و دکتر ثبوتی و بازدیدشان از دانشگاه تحصیلات تکمیلی میگوید و رشتهای از آدمها و ساختنها در پیش چشممان میگذرد که پس از سالها پل وصل او به خانه دانش شدهاند، پلی بین چند نسل که امیدواری تداوم ساختنش را نوید میدهد.
چوبها جان گرفتهاند، تمیز اینکه چوبهای سازهبازی مایه حرکتند یا بچهها مایه حرکت چوبها سخت است. در بعضی گروهها به سرعت همه چیز تقسیمبندی شده تا کارها زودتر پیش برود. بخشهایی عجیب در گوشهگوشه سازهبازی در حال شکلگیری هستند، همیشه اگر در این زمان مدتی از سازهبازی خارج شوی، وقت برگشتن از چیزهایی که میبینی یکه میخوری. کمکم سورتمهها خودشان را نشان میدهند، هر گروهی شکل و ساختار مخصوص خودش را دارد با توضیحاتی درباره امکانات ساختههایشان از برفروب روی دماغه سورتمه تا چرخهایی که دکمه دارند و بیرون آمدنشان باعث میشوند سورتمه روی زمین بدون برف هم حرکت کند و پاروو کولهپشتی و غذا و چراغ و انواع صندلی و دستههای کنترل و دری که خودش باز میشود و… و اصرارشان به سوار شدن و امتحان کردن سورتمهها «خیلی دوست دارم امتحانش کنم» و وقتی متوجه میشوند خودشان سنگین هستند و ممکن است سورتمهاشان بشکند بلافاصله سراغ کوچکترین شرکتکننده میروند «این سبکه بیاد الکی بشینه» حرکت سورتمه و برق نگاهشان…
پایان کار و سازههایی که باعث میشوند حس کنید در بالای تپهای برفی ایستادهاید و قلبتان از انتظار به تپش افتاده، روی سورتمه خود مینشینید و هیجان سرعت مانند موجی سهمگین بر شما هجوم میآورد. هر دستانداز و پیچ به هیجان آن میافزاید، دعوتی برای لمس زیبایی زمستان و خلق خاطراتی که فراتر از فصل باقی میمانند. ابزاری از قرنها پیش که مبتکرانه خلق شد تا ارتباط انسانها را با طبیعت در زمستانهای سخت افزایش دهد و به کشف پایانهای ناشناخته برسد.
سر خوردن در سرازیری، جاذبه شما را به جلو میکشد در حالی که اصطکاک بین سورتمه و برف سرعت شما را تعیین میکند، چیزی تا این حد بازیگوشانه که میتواند در مورد نیروهای حرکت به ما بیاموزد؛ ترکیبی بینظیر از یادگیری و لذت!
گروههای برتر این برنامه پس از امتیازدهی، هدایای خود را از دکتر حمیدرضا خالصیفرد دریافت کردند:
مجتبی، آیدین و حسین – پویا – مهراد، سبحان، طاها و ماهور – ملورین، مهتا و آرشینا – عطرین – رادمان
پینوشت: ساعت 15:00 پنجشنبه 14 اسفند 1404 در سفری به تاریخ، منتظرتان هستیم. همراه ما باشید برای ساخت اسب و درشکه!


















