بخش سازهبازی خانه دانش بنیاد ثبوتی درهفته نهم از فصل پنجم مجموعه مسابقههای سازهبازی، ساعت 3 عصر پنجشنبه 11 دی ماه 1404 میزبان بچهها و ایدههای نابشان برای ساخت غولهایِ دریا بود.
زمستان است… ولی وقتی پای بچهها وسط باشد، موجی از ذوق و اشتیاق و «سلام، من از همه زودتر اومدم، الان بقیه دوستامم میان» و پشتبندش غرغری دلچسب «میبینید بچهها دیگه خانه دانش رو ول نمیکنند، کلاساشونم لغو کردن که بیان اینجا! همش میخوان اینجا باشن! اینجا طولانیه خوبه!» و در پسزمینه، شنیدن زمزمه آرام پرسش بچهها «برنامه هفته بعد چیه؟! بعدیش چی؟» و خنده و موافقت برق نگاهشان از شنیدن میخواهید همینجا بمانید؟ و آب شدن کیلو کلیو قند از انتخاب بچهها: خانه دانش🥰😉✌️
«بچهها رو معتاد خانه دانش کردید»😳 و فکر کردن به اینکه خودمان هم کم معتادش نیستیم🤓 (آیا لازم است توضیح بدهیم که اینجا معتاد [ م ُ ] (ع ص) «در معنای عادت گرفته شده و عادت گیرنده. (آنندراج). خوی گیرنده و خوی پذیر و خوکاره و خوگر. (ناظم الاطباء). خوی گرفته. آموختگار.آموخته. عادت کرده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا)» به کار رفته است؟!)
از رسیدن بچههای نقشه به دست و باز شدن پای هوش مصنوعی به سازهبازی و اضافه شدن تازهواردها به گروهها و «چه خوبه آدم همگروهی داشته باشه» و چند لحظه پس از آشنایی «عه این که عین خودمه» تا وقتی که میبینیم وسطهای کار بدون توجه به همگروهی بودن به همدیگر کمک میکنند قشنگی دنیای بچهها غرقمان میکند. این وسط عضو تازه موزه هم که در دیدشان است کنجکاویشان را زنده کرده و تا فرصت میکنند از چندوچونش میپرسند و بیقرار امتحان کردنش هستند.
گروهها کارشان را شروع کردهاند، از دور که نگاه کنی به سختی میشود فهمید قصد ساختن چه چیزی را دارند ولی از رفتوآمدهای متفکرانه و مشورتهایشان با هم و بحث روی نقشههایشان، پیداست که میدانند چه میخواهند. کمکم تنه غولها شکل گرفته، جزئیات بیشتر میشوند و نهنگ و کوسه و هشتپا و دایناسورها با توضیحات بچهها جان میگیرند: «این هشتپای دمکجه باهاش ورزشم میشه کرد!»، «غول ما دهنش بازه، کوسهها و نهنگها و همه چی رو میخوره» و خوشحالی بچهها از کشف و ابتکارشان «ببین چوبارو اینجوری بستم سر کوسه گرد بشه». یادگیری و جستوجو و کشفی که خودش اتفاق میافتد کافی است سد راهش نشویم.
گذشتن وقت باعث میشود سرانجام بچهها رضایت بدهند و پایان ساختشان را اعلام کنند هر چند تا وقتی نرفته بودند مدام دوروبر سازهاشان چرخیده و چیزی اضافه کرده و اندازه گرفتهاند! و فریادهای خوشحال «بیایین بگیم چی ساختیم»ها و «غول ما رو هم ببینین»هایی که ما را به اعماق آبها میبرد.
پایان سازهبازی امروز و کشانده شدن پدر و مادرها داخل زمین و بچههایی که پر از شور و شوق کارشان را توصیف میکردند. ساعت از 6 گذشته و نگران شدن ما از بدوبدو برگشتن یکی از بچههای تازهوارد که همراه مادرش آمده بود، «یه دیقه صبر کنین رفتم بابامم آوردم ببینه چی ساختیم»🙂
سازهبازی امروز مهمان سه سالهای داشت، کنجکاوانه دنیای جدیدی را که واردش شده بود، کاوش میکرد، داخل سازه بچهها میشد و ریزریز میخندید «غول منو خورد!»👶
گروههای برتر هفته نهم این فصل پس از امتیازدهی، هدایای خود را از دکتر حمیدرضا خالصیفرد دریافت کردند:
نیما، کیان و آرمان – اهورا و مجتبی – علی و محمدحسین – سبحان، ملورین و مهتا – هومان و آرمان
پینوشت: ساعت 15:00 پنجشنبه 18 دی 1404 در هفته دهم مسابقههای سازهبازی (فصل پنجم) منتظرتان هستیم. همراه ما باشید برای ساخت کشتیِ مسافرتی!




















